وقتی ناآگاهی پایان قصه‌ها را تاریک می‌کند/ گفتگو با خاطره حناچی کارگردان مستند» قصه دختران فروغ»

گفتگو از: علی کشاورز

 

شناخت درست، تحقیق و پژوهش و رسیدن به راه‌حل در آسیب‌های اجتماعی باعث پیشگیری و عدم تکرار موارد مشابه می‌شود خلاصه و تفکر خاطره حناچی کارگردان قصه دختران فروغ رسیدن به همین نکته ساده ولی پیچیده است. حناچی با سوژه‌ها در مرکز نگهداری کودکان و نوجوانان بدسرپرست آشنا و وارد این مرکز می‌شود؛ ولی در ادامه مسیر و با اتفاقات پیش‌آمده به درک صحیح‌تری از نبود آگاهی و آموزش در این مرکز می‌رسد و بدون واهمه آن را تصویر می‌کند. فیلم  در روندی هفت‌ساله به تکامل می‌رسد

قصه دختران فروغ از کجا شروع می‌شود؟

قصه فیلم از نگهداری دختران بدسرپرست در مرکزی خصوصی که زیر نظر سازمان بهزیستی است شروع می‌شود. با اتفاقاتی این دختران از آن مرکز بیرون می‌آیند و باید با خانواده واقعی و ازدواجشان که حاصل بودن در آن مرکز است مواجه شوند

علت و انگیزه ورود به این مرکز برای ساخت مستند چه بود؟ 

به‌صورت خیلی اتفاقی و در یکی از کنسرت‌های که این مرکز در سال ۹۱ در تهران داشت با آنها آشنا شدم. از کارهای خوب این مرکز یاددادن موسیقی، از جنبه موسیقی‌درمانی به بچه‌های علاقه‌مند بود. این مسئله توجه مرا به‌عنوان فیلم‌ساز جلب کرد. البته دغدغه شخصی من، به‌عنوان یک زن در آن سال‌ها، فرزندآوری یا به سرپرستی گرفتن یکی از آنان بود. وارد مرکز شدم،  مشکلات و معضلات را دیدم و در طول فیلم دغدغه‌ها عوض و رنگ جدی‌تری گرفت. بعد از سه سال با مسئولین مرکز به اختلاف خوردیم و نمایش فیلم متوقف شد

و این توقف باعث ادامه و چالش اصلی فیلم شد؟

دقیقاً، در همان زمان توقف با روان‌شناسی که قبلاً در آن مجموعه کار می‌کرد آشنا شدم. باتوجه‌به اینکه با بچه‌ها و مشکلات آنها درگیر بودم؛ ولی نمی‌توانستم ارتباطی غیر از چارچوب فیلم بگیرم. تا سال ۹۶ که متوجه شدم بچه‌های این مرکز بر علیه زوجین که مسئولیت مرکز را داشتند اعلام شکایت کردند. باز شکایت در اولویت دوم بود، مهم برای من به‌عنوان یک زن، اتفاقاتی بود که پس از این برای این دختران در جامعه رخ می‌دهد. هدف این مرکز و من فیلم‌ساز رقم‌زدن اتفاقات خوب برای این بچه‌ها بود! پس علت این سیکل معیوب و شکایت را پیگیری کردم. وارد مسائل حقوقی نشدم؛ ولی زندگی آنان پس از خروج خیلی اهمیت پیدا کرد.

هدف شما درگیرکردن کدام جنس مخاطب است؟ 

مخاطب اصلی فیلم سازمان بهزیستی کشور است. شکایت من از این سازمان است، طی دو بار نمایش خصوصی برای فیلم به انواع‌واقسام روش‌ها، حتی با قول عدم حضور خبرنگاران و فعالین اجتماعی هم حاضر به دیدن فیلم و حتی گپی خودمانی و جمع‌بندی برای جلوگیری از تکرار این موارد نشدند. من مقابل بهزیستی یا منکر اقدامات خوب آنان برای این بچه‌ها نیستم. می‌دانم ضعف و خلاهای قانونی نیز بین بهزیستی و قوه قضائیه مثلاً در بازگشت بعضی از این بچه‌ها به خانواده‌های معلوم‌الحالشان وجود دارد.هدف من پیشگیری و نمایش نبود سیستم آموزشی صحیح است.مخاطب دیگر از من و شما تا همه مردم نوع‌دوستی هستند که احساسی و عاشقانه به فکر کمک به این بچه‌ها هستند. ما چقدر آگاهیم؟ این زوج مسئول مرکز چقدر جدا از ما هستند؟ این ‌زوج با تفکر قدیم که هنوز در برخی خانواده‌ها رایج است فکر می‌کردند با تربیت بچه‌های قدیمی‌تر و بعضاً ازدواجشان، تأثیری بزرگ بر بچه‌های جدید می‌گذارند. این‌ها همه ناشی از   ناآگاهی، عدم اطلاع و آموزش صحیح، به‌روز نبودن و فقدان تفکر صحیح در مدیریت بحران است

۰
از ۵
۰ مشارکت کننده

رمز عبورتان را فراموش کرده‌اید؟

ثبت کلمه عبور خود را فراموش کرده‌اید؟ لطفا شماره همراه یا آدرس ایمیل خودتان را وارد کنید. شما به زودی یک ایمیل یا اس ام اس برای ایجاد کلمه عبور جدید، دریافت خواهید کرد.

بازگشت به بخش ورود

کد دریافتی را وارد نمایید.

بازگشت به بخش ورود

تغییر کلمه عبور

تغییر کلمه عبور

حساب کاربری من

سفارشات

مشاهده سفارش

سبد خرید