
تأملی در اضطرار
علی کشاورز – تأثیرگذاری و درگیرکردن ذهن مخاطب و منتقد در زمان حضور در سالن سینما و خارج از آن منوط به کوتاه و بلندی فیلم نمیشود؛ اما فیلم کوتاه بنا به ماهیت خود باید بتواند در زمانی کمتر، داستان تأثیرگذار خود را روایت کند. این مهم، گاهی فیلمها را الکن و گاهی پرگو میکند. فیلمنامهای که متناسب با زمان فیلم، داستان بگوید، شخصیتپردازی کند و کارگردانی آشنا به مدیوم کوتاه داشته باشد در این مسیر موفق است همانگونه که «وضعیت اورژانسی« در انجمن فیلم کوتاه ایران جایزه بهترین فیلمنامه و در جشنواره فیلم فجر سیمرغ بهترین فیلم کوتاه را دریافت کرده است. مریم اسمی خانی، کارگردان این فیلم در جشنواره جهانی فیلم فجر امسال نیز لوح تقدیر بهترین فیلم را کسب کرده است.
«وضعیت اورژانسی» داستان دختربچهای را روایت میکند که با موقعیتی اضطراری در زندگی مواجه شده است. او به واسطه بیهوش شدن مادر با اورژانس تماس میگیرد. دکتر اورژانس، اکنون تنها کسی است که میتواند ناجی مادر و ناجی دختر مستأصل باشد.
انتخاب بهجای نام فیلم با جانمایی درست تیتراژ بعد از بیهوشی مادر و پخش صدای مرکز اورژانس تکمیل میشود. مخاطب، بدون نمایش صحنه تماس دختر با اورژانس و صرفاً با تیتراژ، مجدد وارد فیلم شده و بدون هیچ توضیحی، حضور دکتر اورژانس را در خانه میپذیرد. این مدل از هوشمندی کارگردان، برای پرهیز از زیادهگویی و رسیدن به اصل روایت و رعایت زمان در یک فیلم کوتاه به همینجا ختم نشده و در کل فیلم ادامه دارد.
با ورود به خانه و این بار با چند دیالوگ ساده بین دختر و مأمور اورژانس متوجه سن مادر، علت بیهوشی (افت قند، رژیم غذایی) و با طراحی صحنه منطقی، لباس فرم مادر و فضای خانه متوجه نوع و سطح زندگی متوسط به بالای خانواده میشویم که در روند فیلم با دیالوگی تکمیل میشود. نازنین، بعد از ثبات وضعیت مادر، به یاد وضعیت اورژانسی خود میافتد، چهارپایه را سر جایش میگذارد و به دکتر نزدیک میشود. حضور دکتر در آشپزخانه و شستن ظرفها، موقعیت اصلی را برای دیالوگهای هدفمند (مهم اینه مادر تو خوشحال بشه و جمله عمدا تکرارشوندهای مثل: من دختر خوبی نیستم) فراهم میکند. ما نیز مانند دکتر، به داستان دختر گوش و باورش میکنیم تا به جمعبندی و پیشنهاد ازدواج برسیم.
کارگردان به اهمیت نقش و شخصیت نازنین در فیلمنامه و فیلم واقف است. او باادب است (ببخشید مادرم جلوی شما دراز کشیده، پیشنهاد چای به دکتر و...)، بانمک و زیباست (چهره، لحن و نحوه خاص بیان برخی کلمات) در دنیای دخترانه خود است (معیار زیبایی برای او مو و برطرفشدن لک روی صورت مادر با کرم است) خیلی باهوش است (تماس با اورژانس، قطع تلفن، بردن کیف مادر، مکالمه ساختگی با مادربزرگ و...) و بزرگتر از سن خود است (درک رابطه و نظرش درباره ازدواج با مردان متأهل و...). البته قطعاً بازی خوب نازنین رمضانی و تواناییهای او باعث شده فیلمساز با خیالی راحت به اهداف خود برسد و یا حتی با استفاده از این بازیگر، فیلمنامه را کاملتر کند.
بازی و انتخاب سعید چنگیزیان نیز مکمل و راهنمای نازنین است. لحن و ارتباط کلامی با دختر، نگاهها و عکسالعملهای ریز تئاتری او مثل: صحنه تعجب از بستن پیشبند، لبخندها، شنیدن پیشنهاد ازدواج، دیدن پدر و... در کنار فیزیک مناسب، نداشتن مو، تسلط بر کار و... همه باعث باورپذیری کاراکتر مأمور اورژانسی مجرب، میانسال و مجرد و مهربان است.
فضای محدود خانه، کارگردانی خوب اسمی خانی را محدود نمیکند دوربین به همهجا سر میزند (آشپزخانه، حال، پاگرد، راهرو، پنجره و...) و نماها و زاویه دوربین باتوجهبه داستان، قد دختر، نگاهها (نازنین و دکتر ، دختر و دکتر در لحظه ورود پدر و... ) چیدمانی درست و متنوع دارد.
از ریزهکاریهایی مثل انتخاب نام خانوم طاوسی که به لحاظ معنی و نام در ذهن مخاطب میماند، لاغر بودن طاوسی و رژیم لاغری مادر تا کلیت داستان یعنی زمانی که با آسانسور وارد خانه میشویم و تطبیق مدت زمان فیلم که همان فاصله واقعی یک ربع بههوشآمدن مادر است تا خروج از خانه با آسانسور، متوجه میشویم که با فیلمنامهای بهظاهر ساده ولی چندلایه، فکر شده و قطعاً چند بار بازنویسی شده مواجه هستیم و همچنین کارگردانی کاربلد که علاوه بر دانش و تکنیک لازم، فضا و زمان فیلم کوتاه را میشناسد.







